تبلیغات
انتظار تا به کی ... - علاملت غیر حتمی ظهور حضرت صاحب الزمان (ص) که بعضی ظاهر شده و بعضی هنوز واقع نشده است

علاملت غیر حتمی ظهور حضرت صاحب الزمان (ص) که بعضی ظاهر شده و بعضی هنوز واقع نشده است

 

۱ . خراب شدن دیوار مسجد کوفه .

۲ . جاری شدن نهری است از شط فرات در کوچه های کوفه .

۳ . آباد شدن شهر کوفه بعد از خراب شدن آن .

۴ . آب در آوردن دریای نجف است .

۵ . جاری شدن نهری است از فرات بغری که نجف اشرف باشد .

۶ . ظاهر شدن ستاره ی دنبال دار است در نزدیک ستاره جدی .

۷ . ظاهر شدن قحطی شدید است قبل از ظهور آن حضرت .

۸ . وقوع زلزله و طاعون شدید است در کثیری از بلاد (کشورها) .

۹ . قتل بیوح است، یعنی قتل بسیار که آرام نمی گیرد .

۱۰ . تحلیه ی (آراستن به زیور) مصاحف (قرآنها)  و زخرفه (آراستن به طلا و فریبنده) مساجد و تطویل (دراز کردن) منارات است .

۱۱ . خراب شدن مسجد براثا است .

۱۲ . ظاهـر شدن آتشی است در سمت مشرق زمـین که  تا ۳ روز یا ۷ روز در مـیان زمین و آسمان افروخته می شود که محل تعجب و خوف است .

۱۳ . ظاهـر  شـدن سـرخی شـدید است که در اطراف آسمان پهن می شود که همه ی آسمان  را می گیرد.

۱۴ . کثرت قتل و خونریزی است در کوفه از جهت رایت (علم و بیرق) مختلفه .

۱۵ . مـسخ (تغییر صوت به صورت زشت) شدن طایـفه ای است به صورت قرده (بوزینه و میمون) و خنازیر (خوک) .

۱۶ . حرکت کردن بیرق های (پرچمهای) سیاه است از خراسان .

۱۷ . آمدن باران شدیدی است در ماه جمادی الثانی و ماه رجب که مثل آن هرگز دیده نشده .

۱۸ . مـطلق العنان (آزاد شدن افسار) شـدن عرب است که به هرجا که خواهند بـروند و  هـرچه خواهند بکنند .

۱۹ . خروج سلاطین ( سلطان های) عجم است از شان و وقار (سنگینی) .

۲۰ . طلوع نمودن ستاره ای است از مشرق که مانند ماه درخشنده و روشنی دهنده باشد و  به شکل غره (اول)  ماه باشد و دو طرف آن کج باشد به نحوی که نزدیک است از کجی به هم وصل شود و چنان درخشندگی داشته باشد که چشم ها را خیره نماید .

۲۱ . فرو گرفتن ظلمت کفر و فسوق و معاصی است تمام عالم را .

مـقصود از این علامات غلبه ی  کفر و فسوق و فجور ظلم است در عالم و انتشار این امـور است در تمام بلاد و  کثرت میل خلق به اطوار و حالات کفر و مشرکین از کفار و کردار و تعیش (زندگانی) و اوضاع دنیویه و تشبه با ایشان در حرکات و سکنات و مساکن و البسه  و ضعف و سستی حال ایشان است در امر دین و آثار شریعت و عدم تقیه (پرهیز کردن از دشمن در کارها) ایشان به آداب شرعیه .

اگـر نیکو تامل نمایید می بینی که کفر بر عالم مـحیط شده است الااقل (مگر کمتر از) قلیل (اندکی) و مـقدار یسیر (آسان) از غبادالله که آن هم غالب ایشان از ضعفاء الیمین و نواقص الاسلامند چه آنکه اکثر بلاد و معموره (جای آباد) در تصرف کفار و مشرکین و منافقین است .

آنچه رسول خدا (ص)  به آن خبر داد که اسلام در اول ظهورش غریب بود و بعد از این هم بر میگردد و غریب می شود، در جزء این زمان ظاهر و هویدا شد و قـریب به آن است که تمام عالم پر شود از ظلم و جـور بلکه فی الحـقیقة عین ظلم و جور است پس با پذیرایی قلیل از عـبادالله المـونین علی الدوام لیلاً و نـهاراً (شـب و روز) مـسئلت نمایند از روی تـضرع و ابـتهال (زاری) کـه حـق تعالی تعجیل فرماید آل مـحمـد عـلیه السلام را. اثبات شده که فرقه اثنی  عشریه اهل نجاتند از هنتاد و سه فرقه و نجات این جماعت  در اعصار در غایت ضعف و پستی و قلت و سستی است به سبب امور پند که عمده ی آن کثرت تردد و آمد و شـد کفار است به بلاد مقدسه ایران و شدت مراوده و تعجیب مـسلمین با ایشان و فـرو گرفتن امتعه (کالاها) و اقمشه (متاعها) و آلات و اثاث البیت اهل کفر و شرک هر شهر و دهکده را .

از امام صادق (ع) روایت شده که : ﴿ خداوند می فرستاد به سوی پیغمبری از پیغمبران خود که بگو به مومنین نپوشند لباس اعدای مرا و نخورند غذای اعدای مرا و نروند به راه های اعدای من، پس میشوید از دشمنان من چنانچه ایشان دشمنان من هستند. ﴾

امـام رضا (ع) نهی (پرهیز و دوری) از مراوده مسلمین با کفار را چنین توضیح دادند که :  ﴿ هـرگاه چـنین شود مـختلط (درهم آمیخته) می شود حق به باطل و مشتبه (اشتباه) می شود، پس شناخته نمی شود مومن از منافق. ﴾

در نهج البلاغه مذکور است که حـضرت امـیر المومنین (ع) فرمودند :  ﴿ اگر نبود در ما مگر دوست داشتن ما آنچه را که خـداوند دشمن دارد و  تعظیم کردن ما آنچه را که خداوند حقیر کرده هر آینه کفایت می کند ما را در مخالفت ما خدا را و رو گرداندن از امر او  و بالجمله رشته ی کار امت پیغمبر آخـر الزمان به جای رسیده که غالب عوام از ضروریات مـسائل بی خبرند بلکه از تردد (رفت و آمد) و مـجالست و انس به انصاری و  زنادقه (کافر) و دهریین (طبیعی مـذهب که بـه خـدا عـقیده ندارند) چـندان کلمات کفر و سـخنان مـنکرانه که مورث (موجب)  ارتداد  (از دین برگشتن) است در میان مـردم شایع شـده که فوج فوج از دین بیرون روند و ندانند  و اگر دانند از هـم خود نشمارند اکاب (بزرگان)  و اعیان (بزرگان) به معاصی بزگ چون خوردن روزه ی ماه مبارک رمضان در محضر خلایق مـفتخرند و بر پیروان دین خـنده زنند و سخریه و اسـتهزاء کنند و  ایشان را  بی شعور و بی ادراک دانند و در سالک (شمار ، روندگام)  بی خبران و بی ذوقان شمارند و گاهی ایشان را خـشک مـقدس نامـند و بر افعال خداوند عز و جل پیوسته اعتراض کنند و ایراد گیرند و مدایح و توصیف حکما و  اهل ضایع فرنگ و کثرت عقل و هـوش ایشان را ورد  زبان و زینت مجالس نمایند و صنایع و اعمالشان را که نتیجه ی فی الجمله تکمیلی است در علم طبیعی و ریاضی از قوت بشر بیرون دانند و با مـعاجز و خوارق (چـیزهایی که برخلاف مـقتضای عادت است)  عادات انبیاء و اوصیاء (ع) برابر سازند و از مجالس علماء گریزان و از صـحبت علم دین و ذکر معاد ملول و منزجر شوند و اگر در محفلی گرفتار شوند به خواب روند یا دل را به جای دیگر فـرستند و رعایت فقراء و اهل دین را لـغو بی فایده انگارند و از امـوال نجسه که از چندین راه حرام از خون ارامل (ناداران) و ایتام (یتیم ها) به دست آورده در مصارف حرام و مـعاصی عظام خرج می کنند. خود را غنی و معظم و لازم احترام شمرند و علما و  اتقیاء را خـورنده ی مـال مـردم و حلوایی و گدا و ذلیل پندارند، استعمال ظروف نقره و طلا و لباس مردان زری (ساخته از زر) و دیبا (رنگارنگ) و ریش های تراشیده به هیئت (شکل) بنی مروان و بنی امیه سخن محبوب و زبان مرغوب السان فرانسه و انگلیس و بدل کتاب خداوند و آثار ائمه اطهار (ع) کتب ضلال و مـولفات کفره را انیس و جـلیس یهودان که سالها در بلاد فنگ با عـیسوی محشورند رسوم مـذهب و کیش خود ا از دست نداند، مـسلمانان از سفر چند ماهه به آن صوب (جانب) دل از مسلمانی کشیدند و کمتر مـعصیتی مانده که شایع نشده و قبحش (زشتی اش) از انظار (نظرها) برداشته نیست و کمتر طاعتی و عبادتی باقی است که از آن جـز صورت و اسمی و در آن از  چندین راه خلل و فسادی راه نیافته، اهل حـق از اقامه معروف و نهی از منکر عاجز و با  قدرت از تاثیر آن مایوس و در خلوت بر ضعف ایمان  و غربت اسلام و شیوع منکر گریان مغموم .

شـیخ جلیل عـلی بن ابـراهیم قـمی  در تفسیر خود از ابن عباس روایت کـرده که گـفت حج کردیم با رسول خدا (ص) پس گرفت حلقه در کعبه را، روی مـبارک را متوجه نمود به ما و فرمود : ﴿ آیا خبر نـدهم شما را به علامات قیامت ؟﴾ ، در آن روز نزدیکترین مـردم بود به آن جناب سلمان رضی الله عنه، گفت : ﴿بلی یا رسول الله﴾ ، فرمود : ﴿از علامات قیامت ضایع کردن نماز است و پیروی شهوات و میل به آراء باطله و تعظیم ارباب مـال فـروختن دین به دنیا ، در آن وقت آب می شود قلب مومن در جـوفش (درونش) چنانچه آب می شود نمک در آب از آنچه می بینید از منکرات، قدرت نداد بر تعبیر آن.﴾ سـلمان گفت : ﴿به درستی اینها هر آینه خواهد شد یا رسول الله ؟﴾ فـرمودند : ﴿آری، قسم به آنکه جانم در دست اوست ای سـلمان، در آن زمان منکر معروف می شود و معروف منکر و امین میشود خائن و خیانت می کند امین و تصدیق کرده می شود دروغگو و تکذیب کرده میشود. ﴾

﴿در آن زمان ریاست زنان و مـشارکت کنیزین و نشستن اطـفال بر مـنبرها و می شود دروغ ظرافت و زکاة غرامـت یعنی دادن آن را ضرر  در مـال خود دانند و مـال کفار را که به غلبه گیرند غـنیمت خود کنند یعنی  در مـصاف مسلمین صرف نکنند و شخص جفا می کند به والدین خود و نیکی می کند به رفیق خود و طلوع می کند ستاره ی دنباله دار .﴾

﴿در آن زمان شـریک می شود زن با شـوهرش در تجارت و باران در تابستان آید و جـوانمردان تمام شوند و حقیر می شوند فقیر پس در آن وقت بازارها نزدیک یکدیگر شود که ناگاه این گوید نفروختم چیزی و آن گوید نفعی نکردم به چیزی، نمی بینی مگر مذمت کننده برای خدا .﴾

﴿در آن زمان والی (حـاکم) شوند بر آنها کسانی که اگر سخنی بگویند بکشند ایشان را و اگر سکوت کنند مـستاصل (از بیخ برکنده) کنند ایشان را هر آینه برگزینند غنیمت ایشان را و پایمال کنند  حرمت ایشان را و بریزند خون های ایشان را و هـر آینه پر شود دل های ایشان از فساد و ترس پس  نمی بینی ایشان را مگر ترسان و هراسان .﴾

﴿در آن زمان آورده شود چیزی از مشرق و چیزی از مغرب و به رنگ ها و زینت های مـختلفه در آیند پـس وای بر ضـعفای امت من از آنها از خداوند ، رحـم نمی کنند صغیر را و تـوقیر (بزرگ داشتن) نمی نمایند بزرگ را و نمی گذرند از بـدکاران، جثه ی ایـشان جثه ی آدمیان است و دل ایـشان دل شیاطین﴾

﴿در آن زمان اکتفا کنند مـردان بر مردان و زنان بر زنان و رشک برند بر امـردان (پسری که در صورتش موی رشد نکرده) چنانچه رشک برده می شود بر دختران، مردان شبیه به زنان و زنان شبیه به مردان شوند و سوار شوند زنان بر زین پس برای زنان از امت من  لعنت خداوند باد .﴾

﴿در آن زمان نقش و طلا کاری کنند مـسجدها را چنانچه نقش و تذهیب  (طلاکاری) کنند مـعبود یهود و نصاری را و زینت داده می شود قرآنها و دراز می شود مناره ها و بسیار می شود صفها که دلشان با یکدیگر کینه و عدوات دارد و زبان هایشان مختلف است .﴾

﴿در آن زمـان آرایش کنند مـردهای امـت من به طلا و بپوشند حـریر و دیباج (جامه ابریشم خالص) و بگیرند پـوست پلنگ به جهت جامه ی زیر .﴾

﴿در آن زمان ظاهر می شود ربوا (زیادتی که وام دهنده به عنوان سود گیرد و آن در شرع اسـلام به شدت ممنوع است) و معامله عینه کنند یعنی متاعی را بفروشند به وعده به قیمت معین بعد آن مـتاع  را بایع (فروشنده) از مـشتری بخرد به کمتر از آن قـیمت و این نوعی است از حیله ی تحلیل (حلال ساختن) ربوا، و داد و ستد شود رشوه و پست شود دین و بلند شود دنیا .﴾

﴿در آن زمان طـلاق زیاد شود و جاری نشود حـدی برای خداوند و هرگز ضـرری نرسانند به خـدای تعالی.﴾

﴿در آن زمان ظـاهر شوند کنیزان خـواننده و آلات لهو که حکایت مقامات آواز را کند چـون عود و طنبور و والی شود بر ایشان اشرار امت .﴾

﴿در آن زمان حج می کنند اغنیاء برای نزهت (پاکی و دوری از عیوب، صفا و تفریح گردش)، متوسطین ایشان برای تجارت و فقرای ایشان برای ریا وسمعه (کاری را برای رسیدن به گوش مردم انجام دهد)﴾

﴿در آن زمان پیدا شوند قومی که یاد گیرند قرآن را برای غیر خداوند، او را برای خود خـوانندگی بگیرند و پیدا شوند قومی که علم دین آموزند برای غیر خدا و بسیار شود اولاد زنا و خوانندگی کنند به قرآن و بر روی یکدیگر بریزند برای دنیا .﴾

﴿ای سلمان این در وقتی است که دریده می شود حرمت ها و کسب کرده شود معاصی و مـسلط شوند بدان بر خوبان و مـنتشر شود دروغ و ظـاهر شود لجاجت و شایع شود فقراو احـتیاج و  افـتخار کـنند به لباس و ببارد بر ایشان باران در غـیر وقت باران، و نیکـو دانند و شـمرند و گـیرد نرد (بازی) و شـطرنج و طبل و آلات ساز را و قـبیح (ناپسند) دانند امر به معروف و نهی از منکر را تا آنکه می شود مومن در آن وقت خوارتر از کنیز، و ملامت میان قراء  (قاری) و عباد (عبادت کنندگان) فاش می شود پس آنها خوانده شوند و در ملکوت آسمان ها ارجاش و انجاس (پلیدی ها) . ﴾

﴿در آن زمان نترسد غنی بر فقیر تا آنکه سـائل سوال کند از جمعه تا جمعه پس نمی یابد احـدی را که بگذارد در کف او چیزی را .﴾

سـلمان گفت : ﴿ اینها خواهند شد یا رسول الله ؟﴾ فرمودند : ﴿آری قسم به آنکه جانم در دست اوست، و بالجـمله غـیرت در دین و عـصبیت (دلبستگی سخت داشتن)  در مـذهب چنان از خـلق برداشته شده که اگر از کافری یا مـخالفین ضـررهای کلی به دین او برسد اندوهگین نشود به مـقدار هـمین که از  ضرر مالی که از برادر مسلم به او رسیده و اگر دسته دسته مردم از دین برگردند هـرگز غمگین نشوند.﴾

 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.